تبليغاتX
کمکم کن
 

 

 

 

دوباره  دل  هواي  با  تو  بودن  كرده

 

نگو  اين  دل  دوري  عشقتو  باور كرده

 

 

 

 دلِ  من  خسته از  اين  د ست  به د عا ها  بردن

 

 

همه ي  آ رزو هام  با  رفتنِ  تو  مردن

 

  

حالا  من  يه  آرزو  دارم  تو  سينه

 

كه  دوباره  چشمِ  من  تو  را  ببينه

 

  

واسه  پيدا كردنت  تَن  به دلِ  صحرا  ميدم

 

آخه  تو رنگِ  چشات  قيمتِ دنيا رو  ديدم

 

  

توي  هفت  تا آ سمون  تو  تك  ستاره ي  مني

 

بخدا  ناز  دو  چشماتو  به  دنيا  نميدم

 

  

حالا  من  يه  آرزو  دارم  تو  سينه

 

كه  دوباره  چشم  من  تو  رو  ببينه

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم دی 1384ساعت 16:28  توسط مالک | 

 

 او پسري خواهد زاييد و تو نام او را عيسي خواهي نهاد، چون قوم خود را از گناهانشان خواهد رهانيد. اين همان پيغامي است كه خداوند قرن‌ها قبل به زبان نبي خود، اشعيا فرموده بود كه «بنگريد! دختري باكره آبستن خواهد شد و پسري به دنيا خواهد آورد و او را عمانوئيل خواهند ناميد
اناجيل اربعه رواياتي يكسان از تولد مسيح موعود دارند. عيسي در زمان سلطنت هيروديس در شهر بيت اللحم به دنيا آمد. در آن هنگام چند مجوس ستاره‌شناس از مشرق زمين به اورشليم آمده، پرسيدند: «كجاست آن كودكي كه بايد پادشاه يهوديه گردد؟ ما ستاره او را در سرزمين‌هاي دوردست شرق ديده‌ايم و آمده‌ايم تا او را ستايش كنيم.» در آن زمان اوگوستوس، امپراتور روم، فرمان داد تا مردم را در سرزمين‌هاي تحت سلطه امپراتوري سرشماري كند. اين سرشماري زماني صورت گرفت كه كرينيوس، از جانب امپراتور، فرماندار سوريه بود. براي شركت در سرشماري، هرشخص مي‌بايست به شهر آبا و اجدادي خود مي‌رفت. از اين رو، يوسف - نامزد مريم - نيز از شهر ناصره در استان جليل، به زادگاه داوود پادشاه يعني بيت اللحم در استان يهوديه رفت.

زيرا او از نسل داوود پادشاه بود. مريم نيز كه در عقد يوسف بود و آخرين روزهاي بارداري خود را مي‌گذراند همراه او بود. هنگامي كه در بيت‌اللحم بودند وقت وضع حمل مريم فرارسيد و نخستين فرزند خود را كه پسر بود به دنيا آورد و او را در قنداقي پيچيد و در آخوري خوابانيد، زيرا در مسافرخانه آنجا براي ايشان جا نبود.بدين‌سان منجي يهود - پادشاه يهوديه - در آخوري به دنيا آمد تا آغازگر راهي باشد كه بر تثليث ايمان، اميد و عشق استوار است.

كريسمس تبلور يادمان اين واقعه بزرگ در اعصار و قرون متمادي و تجسم اين بشارت عظيم در روح و فكر انسان ديروز و امروز و فرداست.

فرهنگ‌هاي مختلف در چهارسوي گيتي پهناور، پهنه پاسداري از پاك‌ترين پيوند انسان با بشارت ميلادي هستند كه تكرارش در هر سال، رجوعي است به چشمه زلال معنويت در اين عالم غوطه‌ور در ماديات و جسمانيات. كريسمس از بعد روحاني و معنوي واجد ويژگي زنگارزدايي از ناخالصي‌ها و از بعد زيباشناسي حامل پيام شادي‌آفريني وجمال‌گرايي است. درختان كاج سرسبز - نماد حيات در اين فصل سرد - مزين به بلورها و چراغ‌هاي رنگي - نماد تلون در اين عصر بي‌رنگ - هر يك علاوه بر تفرج ذات عامل حفظ طراوت است.

سانتا‌كلاوس (بابانوئل) اسقف كليساي ميرا (در تركيه) بود. روحاني كه سه شب متوالي با گوزن‌هاي خود به شهر باري ايتاليا رفت تا هزينه عروسي سه دختر يك نجيب‌زاده ايتاليايي را تامين كند. كشيشان هلندي و بلژيكي به تقليد از وي، پس از مرگش سنت هديه دادن به كودكان را پاس داشتند تا اينكه اسقف «ميرا» در فرهنگ‌هاي مختلف ناميرا و شد نماد كريسمس. امروز هزاران سانتاكلاوس براي كودكان موسپيدان سرخ جامه‌اي هستند كه از ناكجاآبادي سرد و پربرف مي‌آيند تا دلها را آباد و گرم كنند. كريسمس پاسداشت حرمت انسان و تكريم وي فارغ از نژاد و موقعيت اجتماعي و اقتصادي اوست، زمانه‌اي كه در آن بخشش بابانوئل شامل حال همه است و همه حق شاد بودن و شاد زيستن دارند.

نمادهاي كريسمس به رغم تفاوت فرهنگ‌ها و به زعم سلطنت مدرنيسم همچنان پويايي و پايايي خود را حفظ كرده‌اند. در برخي مناطق درختان مصنوعي جاي كاج‌‌هاي طبيعي را گرفته‌اند، اما اين امر نه نشان از جايگزيني نمادي ديگر كه حاكي از جانشيني موادي ديگر است. كريسمس اما جشن عيش و نوش نيست كه وقفه‌اي است در شتاب زمان و دستگيره‌اي كه با توسل به آن، انسان به جايگاه ابدي و ازلي خويش فراخوانده مي‌شود - حضور درمقام مخلوع عبارتگر و ستايش خالق معبود - گرچه سال‌هاست كه حاشيه‌ها و آدابي به اقتضاي زمان و پيشرفت انسان بر كريسمس افزوده شده اما روح آن همچنان پرداوم و باقوام مانده است.

كريسمس هنگامه بازانديشي يك سؤال جاودان است. علت ظهور مسيح، تصليب وي، رستاخيزش و بازگشت مجدد او؟ مسيح در اين باور بركت و نعمت بزرگي است كه از جانب پدر آسماني به انسان عطا شده تا از معبر صليب وي، گناهان پاك شده و زندگي مجددي - اين بار فارغ از گناه آدم و حوا - آغاز شود و بار گناهي كه انسان را از بهشت راند از سرنوشت بشر رانده شود تا بارديگر درهاي بهشت هويدا گشته و يا مجازات انسان به علت گناهي باشد كه خود كرده است.

آنچه درباره كريسمس در ايران و برخي سرزمين‌هاي شرقي مغفول و مبهم مانده همانا زمان برگزاري است. كريسمس به اين صورت كه در جوامع غربي و از سوي كليساي كاتوليك در روز 25 دسامبر جشن گرفته مي‌شود در بين هواداران برخي كليساهاي شرقي و از جمله چندين كليساي ارتدوكس و ارامنه جشني غايب است، زادروز مسيح در بين اين دسته از هواداران مسيحيت در روز ششم ژانويه جشن گرفته مي‌شود و آن روزي است كه با روز غسل تعميد عيسي در رود اردن در30 سالگي وي و آغاز رسالت الهي‌اش تقارن يافته است. تفاوت در زمان برگزاري جشن ميلاد به معناي تفاوت در رعايت آداب و سنن آن نيست، كه نمادهاي زادروز مسيح و سال نو همچون درخت كاج، بابانوئل و شام عيد در بين همه مسيحيان مشترك است.

لازم به ذكر است كه مبناي تفاوت برگزاري كريسمس اختلاف مذهبي و ناشي از چندگانگي روايت ديني نيست، چه اين كه در سال‌هاي ابتدايي رسمي شدن آيين مسيحيت روز ششم ژانويه در تقويم تمامي كليساها زادروز مسيح و غسل تعميد وي مرقوم بود اما به تدريج كليساي كاتوليك زادروز مسيح را به 25 دسامبر- روز تولد ميترا، خداي مهر‌- انتقال داد و اين دو را به هم پيوند داد. پس از آن كه ميترائيسم از فراز تمدن‌هاي غربي و شرقي به حاشيه رفت روز ميلاد مسيح همان 25 دسامبر ابقا شد ولي كليساهاي شرقي كه قائل به انتقال اين روز و برگزاري كريسمس نشدند همچنان رويه خود مبني بر برگزاري جشن ميلاد در ششم ژانويه را استمرار دادند.

ذكر اين واقعيت پاسخ به پرسش‌ها و شفاف‌سازي ابهامات گوناگوني است كه بين سه شاخه آيين مسيحيت - ارتدوكس، كاتوليك و پروتستان - هيچ اختلاف مذهبي منشعب از كتاب مقدس و جلوه‌هاي عقيدتي وجود ندارد، فقط در برگزاري برخي آداب ديني تفاوت ديده مي‌شود كه آن هم در سطح تفاوت باقي مانده و نه در حد اختلاف. با اين وصف ارامنه ايران - به همراه پيروان برخي كليساهاي شرقي كريسمس را جشن نمي‌گيرند اما آشوريان و كلدانيان از برگزاركنندگان اين جشن هستند، به همراه آن پيروان كليساي كاتوليك در ايران نيز كريسمس را جشن مي‌گيرد.

كريسمس به هر روي جشن زايش است و فصل پالايش ذهن و آرايش بركت. فرخنده و مبارك باد.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1384ساعت 10:59  توسط مالک | 

 

 

 اگه دو تا مرد طالب يه زن باشن توي مملکتهاي مختلف چي به سر اين سه نفر مياد؟

توي ژاپن: جوان اولي از عشق جوان دومي نسبت به دختر محبوبش متاثر ميشه و خودکشي مي کنه جوان دومي هم از مرگ همنوع خودش اونقدراندوهگين ميشه که خودکشي مي کنه بعدش براي دختر ژاپني هم چاره اي جز خودکشي نيست
توي اسپانيا: مرد اولي توي دوئل ، مرد دومي رو از پاي در مياره و با زن محبوبش به آمريکاي جنوبي فرار مي کنن
توي انگلستان: دو تا عاشق با کمال خونسردي حل قضيه رو به يه شرط بندي توي مسابقه ء اسب سواري موکول مي کنن اسب هر کدوم برنده شد ، معشوق مال اون ميشه

توي فرانسه: خيلي کم کار به جاهاي باريک مي کشه دو تا مرد با همديگه توافق مي کنن که خانم مدتي مال اولي و مدتي مال دومي باشه

توي استراليا: دو تا مرد بر سر ازدواج با معشوق مشترک سالها مشاجره مي کنن اين مشاجره اونقدر طول مي کشه تا يکي از طرفين پير بشه و بميره ، يا از يه مرضي بميره اونوقت اونکه زنده مونده با خيال راحت به مقصودش مي رسه

توي قفقاز: جوان اولي دختر محبوب رو بر مي داره و فرار مي کنه دومي هم دختر رو از چنگ اولي مي دزده و پا به فرار مي ذاره باز اولي همين کار رو مي کنه و اين ماجرا دائما تکرار ميشه

توي نروژ: معشوقه دو مرد براي اينکه به جدال و دعواي اونها خاتمه

بده خودشو از بالاي ساختمون مرتفعي ميندازه پايين و غائله ختم ميشه
توي آفريقا: قضيه خيلي ساده ست و جاي اختلاف نيست دو تا مرد ، زني رو که مي خوان عقد مي کنن و علاده بر اون ، بيست تا زن ديگه هم مي گيرن

توي مکزيک: کار به زد و خورد خونيني مي کشه و يکي از طرفين کشته ميشه ولي بعدش اونکه رقيبش رو کشته از دختر مورد نظر دلسرد ميشه و دخترک بي شوهر مي مونه

توي آمريکا: حل قضيه بستگي به زن داره و هر کس رو انتخاب کرد با اون ازدواج مي کنه

توي ايران: فقط پول موضوع رو حل مي کنه پدر و مادر دختر مي شينن با همديگه مشورت مي کنن و خواستگاري که پولدار تر و گردن کلفت تره رو انتخاب مي کنن عاشق شکست خورده اگه توي عشقش جدي باشه يا بايد خودشو بکشه يا رقيب رو از ميدون به در کنه يا افسردگي مي گيره

 

این هم یه مطلب قشنگ از مالک جون که متاسفانه بعلت بروز یک سری مشکلات واسه یه مدتی که امیدوارم زیاد طولانی نشه نمیتونه مطلب جدید بنویسه انشالله هر چه زودتر مشکلاتش حل بشه و برگرده

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم دی 1384ساعت 11:54  توسط مالک | 

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سيستم اگو يا فاضلاب را جهت تخليه آب شهري به بيرون از شهر اختراع كرد ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه اسب را به جهان هديه كردند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حيوانات خانگي را تربيت كردند و جهت بهره مندي از آنان استفاده كردند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مس را كشف كردند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه آتش را در جهان كشف كردند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه ذوب فلزات را آغاز كردند ايرانيان بودند در شهر سيلك در اطراف كاشان .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشاورزي را جهت كاشت و برداشت كشف كردند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه نخ را كشف كردند و موفق به ريسيدن آن شدند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سکه را در جهان ضرب كردند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه عطر را براي خوشبو شدن بدن ساختند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشتي يا زورق را ساختند ایرانیان بودند به فرمان يكي از پادشاهان زن ايراني.

آيا ميدانيد : اولين ارتش سواره نظام در دنيا توسط سام ايراني اختراع شد با 115 سرباز .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حروف الفبا را ساختند در 7000 سال پيش در جنوب ايران ،ايرانيان بودند

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه شيشه را كشف كردند و از آن براي منازل استفاده كردند ايراينان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه زغال سنگ را كشف كردند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مقياس سنجش اجسام را كشف كردند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه به كرويت زمين پي بردند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه قاره آمريكا را كشف كردند ايراينان بودند و كريستف كلب و واسكودوگاما بر اثر خواندن كتابهاي ايراني كه در كتابخانه واتيكان بوده به فكر قاره پيمايي افتادند .

آيا ميدانيد : كلمه شاهراه از راهي كه كورش کبیر بين سارد پايتخت كارون و پاسارگاد احداث كرد گرفته شده است .

آيا ميدانيد : كورش كبير در شوروي سابق شهري ساخت به نام كورپوليس كه خجند امروزي نام دارد .

آيا ميدانيد : كورش پس از فتح بابل به معبد مردوك رفت و براي ابراز محبت به بابلي ها به خداي آنان احترام گذاشت و در همان معبد كه بيش از 1000 متر بلندي داشت براي اثبات حسن نيت خود به آنان تاج گذاري كرد .

آيا ميدانيد : اولين هنرستان فني و حرفه اي در ايران توسط كورش كبير در شوش جهت تعليم فن و هنر ساخته شد .

آيا ميدانيد : ديوار چين با بهره گيري از ديواري كه كورش در شمال ايران در سال 544 قبل از ميلاد برای جلوگیری از تهاجم اقوام شمالی ساخت ، ساخته شد .

آيا ميدانيد : اولين سيستم استخدام دولتي به صورت لشگري و كشوري به مدت 40 سال خدمت و سپس بازنشستگي و گرفتن مستمري دائم را كورش كبير در ايران پايه گذاري كرد .

آيا ميدانيد : كمبوجبه فرزند كورش بدليل كشته شدن 12 ايراني در مصر و اینکه فرعون مصر به جاي عذر خواهي از ايرانيان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ،  با 250 هزار سرباز ايراني در روز 42 از آغاز بهار 525 قبل از ميلاد به مصر حمله كرد و كل مصر را تصرف كرد و بدليل آمدن قحطي در مصر مقداري بسيار زيادي غله وارد مصر كرد . اكنون در مصر يك نقاشي ديواري وجود دارد كه كمبوجيه را در حال احترام به خدايان مصر نشان ميدهد . او به هيچ وجه دين ايران را به آنان تحميل نكرد و بي احترامي به آنان ننمود .

آيا ميدانيد : داريوش کبير با شور و مشورت تمام بزرگان ايالتهاي ايران كه در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهی برگزيده شد و در بهار 520 قبل از ميلاد تاج شاهنشاهي ايران رابر سر تهاد و براي همين مناسبت 2 نوع سكه طرح دار با نام داريك ( طلا ) و سيكو ( نقره )

را در اختيار مردم قرار داد كه بعدها رايج ترين پولهاي جهان شد .

آيا ميدانيد : داريوش كبير طرح تعلميات عمومي و سوادآموزي را اجباري و به صورت كاملا رايگان بنيان گذاشت كه به موجب آن همه مردم مي بايست خواندن و نوشتن بدانند كه به همين مناسبت خط آرامي يا فنيقي را جايگزين خط ميخي كرد كه بعدها خط پهلوي نام گرفت . ( داريوش به حق متعلق به زمان خود نبود و 2000 سال جلو تر از خود مي انديشيد . )

آيا ميدانيد : داريوش در پايئز و زمستان 518 519 قبل از ميلاد نقشه ساخت پرسپوليس را طراحي كرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با كمك چندين تن از معماران مصري بروي كاغد آورد .

آيا ميدانيد : داريوش بعد از تصرف بابل 25 هزار يهودي برده را كه در آن شهر بر زير يوق بردگي شاه بابل بودند آزاد كرد ..

آيا ميدانيد : داريوش در سال دهم پادشاهي خود شاهراه بزرگ كورش را به اتمام رساند و جاده سراسري آسيا را احداث كرد كه از خراسان به مغرب چين ميرفت كه بعدها جاده ابريشم نام گرفت .

آيا ميدانيد : اولين بار پرسپوليس به دستور داريوش كبير به صورت ماكت ساخته شد تا از بزرگترين كاخ آسيا شبيه سازي شده باشد كه فقط ماكت كاخ پرسپوليس 3 سال طول كشيد و کل ساخت کاخ ۶۵ سال به طول انجاميد .

آيا ميدانيد : داريوش براي ساخت كاخ پرسپوليس كه نمايشگاه هنر آسيا بوده 25 هزار كارگر به صورت 10 ساعت در تابستان و 8 ساعت در زمستان به كار گماشته بود و به هر استادكار هر 5 روز يكبار يك سكه طلا ( داريك ) مي داده و به هر خانواده از كارگران به غير از مزد آنها روزانه 250 گرم گوشت همراه با روغن كره عسل و پنير ميداده است و هر 10 روز يكبار استراحت داشتند .

آيا ميدانيد : داريوش در هر سال براي ساخت كاخ به كارگران بيش از نيم ميليون طلا مزد مي داده است كه به گفته مورخان گران ترين كاخ دنيا محسوب ميشده . اين در حالي است كه در همان زمان در مصر كارگران به بيگاري مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد كه با شلاق نیز همراه بوده است .

آيا ميدانيد : تقويم كنوني ( ماه 30 روز ) به دستور داريوش پايه گذاري شد و او هياتي را براي اصلاح تقويم ايران به رياست دانشمند بابلي “دني تون” بسيج كرده بود . بر طبق تقويم جديد داريوش روز اول و پانزدهم ماه تعطيل بوده و در طول سال داراي 5 عيد مذهبي و 31 روز تعطيلي رسمي كه يكي از آنها نوروز و ديگري سوگ سياوش بوده است .

آيا ميدانيد : داريوش پادگان و نظام وظيفه را در ايران پايه گزاري كرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزير بايد به خدمت بروند و تعليمات نظامي ببينند تا بتوانند از سرزمين پارس دفاع كنند .

آيا ميدانيد : داريوش براي اولين بار در ايران وزارت راه وزارت آب سازمان املاك سازمان اطلاعات سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنيان نهاد .

آيا ميدانيد : اولين راه شوسه و زير سازي شده در جهان توسط داريوش ساخته شد .

آيا ميدانيد : داريوش براي جلوگيري از قحطي آب در هندوستان كه جزوي از امپراطوری ايران بوده سدي عظيم بروي رود سند بنا نهاد .

آيا ميدانيد : فيثاغورث كه بدلايل مذهبي از كشور خود گريخته بود و به ايران پناه آورده بود توسط داريوش كبير داراي يك زندگي خوب همراه با مستمري دائم شد .

آيا ميدانيد : در طول سلطنت داريوش كبير 242 حكمران بر عليه او شورش كرده بودند و او پادشاهي بوده كه با 242 مورد شورش مقابله كرد و همه را بر جاي خود نشاند و عدالت را در سرتاسر ايران بسط داد . او در سال آخر پادشاهي به اندازه 10 ميليون ليره انگلستان ذخيره مالي در خزانه دولتي بر جاي گذاشت .

 

*** داريوش در سال 521 قبل از ميلاد فرمان داد : من عدالت را دوست دارم ، از گناه متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پايين اجتماع خشنود نيستم .. ***

یاد آنان گرامی . شاید ما ذره اي ميهن  پرستي را از آنان بياموزيم.

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم دی 1384ساعت 23:5  توسط پرویز |